تحولات شتابان در نظام بینالملل در دهههای اخیر، سیاست خارجی قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای تازه و پیچیده ساخته که پیامدهای عمیقی بر ساختار نظم جهانی بر جای گذاشته است. پایان نسبی نظم تکقطبی، ظهور قدرتهای نوظهور، تشدید رقابتهای جیوپولیتیکی و گسترش بحرانهای فراملی، ازجمله عواملیاند که رویکردهای سنتی سیاست خارجی ابرقدرتها را به چالش کشیدهاند. این تحقیق با رویکرد تحلیلی–توصیفی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اسناد معتبر بینالمللی، بهبررسی تحولات نوین در سیاست خارجی قدرتهای بزرگ و تأثیر آن بر شکلگیری نظم نوین جهانی پرداخته و به این سؤال که تحولات نوین در سیاست خارجی قدرتهای بزرگ چگونه بر شکلگیری و جهتگیری نظم نوین جهانی تأثیر گذاشته، پاسخ داده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالاتمتحده، چین و روسیه، در واکنش به تغییرات ساختاری نظام بینالملل، از راهبردهای متنوعی چون تقویت قدرت نرم، دیپلوماسی چندجانبه، استفاده از ابزارهای اقتصادی و فناوریهای نوین و حتی زور بهره گرفتهاند. این تحولات، ضمن تضعیف هژمونی یکجانبه، به تقویت روند چندقطبی شدن نظام جهانی انجامیده و الگوهای جدیدی از تعامل و رقابت را در روابط بینالملل پدید آورده است. یافتهها حاکی از آن است که سیاست خارجی قدرتهای بزرگ، نقش تعیینکننده در جهتدهی به نظم نوین جهانی دارد. آینده ثبات یا بیثباتی نظام بینالملل تا حد زیادی به نحوه مدیریت رقابتها و همکاری میان این قدرتها وابسته است. این مطالعه میتواند زمینهای نظری برای تحلیل سیاست خارجی کشورها و درک بهتر پویاییهای روابط بینالملل در عصر جدید فراهم سازد.
