دیپلوماسی اقتدار مبتنی بر اسلام و دلالت­های آن بر سیاست خارجی افغانستان

چکیده :

دیپلوماسی، ابزار بنیادین مدیریت مسالمت‌آمیز روابط بین‌الدول و تحقق منافع ملی است. پرسش پژوهش حاضر این است که چگونه می‌توان الگویی از دیپلوماسی ارائه داد که هم‌زمان واجد مشروعیت دینی، کارآمدی عملی و قابلیت ارتقای جایگاه بین‌المللی کشور باشد؟ این مقاله با تمرکز بر «دیپلوماسی اقتدار اسلامی»، به‌عنوان الگویی که مشروعیت دینی را با عقلانیت استراتیژیک تلفیق می‌کند، ضرورت بازنگری در سیاست خارجی افغانستان را بررسی می‌نماید. روش تحلیلی-توصیفی بکار رفته نشان می‌دهد که تطبیق اصول پنج‌گانه‌ای این الگو (عزت، استقلال، حکمت، مصلحت و وفای به عهد) می‌تواند زمینه‌ساز گذار افغانستان از وضعیت انفعال تاریخی به نقش‌آفرینی فعال و با کرامت در عرصه‌ای بین‌الملل گردد. یافته‌ها حاکی از آن است که این چارچوب نه‌تنها استقلال و هویت کشور را تحکیم می‌بخشد، بلکه ظرفیت اعتمادسازی و تاثیرگذاری آن را در نظام جهانی ارتقا می‌دهد.