دولتها در چارچوب سیاست خارجی همواره در پی آناند تا منافع ملی خویش را فراتر از مرزهای جغرافیایی و قلمرو تحت حاکمیت خود پیگیری کنند. برای تحقق این هدف، ابزارهای گوناگونی در اختیار دارند که هریک میتواند بهگونهای مؤثر به کار گرفته شود. در میان این ابزارها، دیپلوماسی فرهنگی جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا دولتها از طریق آن میکوشند با کمترین هزینه، بیشترین میزان منفعت و تأثیرگذاری را در محیط بینالمللی کسب کنند. دیپلوماسی فرهنگی با معرفی و ترویج ارزشهای اجتماعی، تاریخی و تمدنی یک کشور، زمینه نفوذ نرم در ذهنیت مخاطبان خارجی را فراهم ساخته و موجب افزایش شناخت، پذیرش و رضایت متقابل میشود. با درک این اهمیت، تحقیق حاضر به این پرسش پاسخ دهد میدهد که دیپلوماسی فرهنگی در بهبود تصویر بینالمللی و توسعه ارتباطات چه نقشی دارد؟ این تحقیق با بهرهگیری از روش کتابخانهای برای گردآوری دادهها و اتخاذ رویکرد تحلیلی–تبینی، نشان میدهد که دیپلوماسی فرهنگی، بهدلیل ویژگیهایی چون نفوذ نرم، کاهش مقاومت دولتها، تأکید بر ارزشهای مشترک، ایجاد ارتباطات چندلایه، توجه به رضایت طرفین، پرهیز از لحن آمرانه، اصلاح سوءتفاهمهای تاریخی، همکاریهای علمی و آموزشی و خلق تصویر مثبت در نظام بینالملل، میتواند به کسب مشروعیت بیشتر برای سیاست خارجی منجر شود. این مؤلفهها در نهایت به تقویت، پایداری و تحکیم روابط میان دولتها کمک کرده و تصویری از یک دولت صلحجو، سازنده و فرهنگی در نظام بینالملل ارائه میدهد؛ تصویری که موجب افزایش احترام و توسعه روابط آن در جامعه جهانی میگردد.
