هند و چین از جمله کشورهای تأثیرگذار منطقهای و جهانی هستند. تاریخ روابط دو کشور با فرازها و فرودهایی همراه بوده که سرنوشت آسیا را متأثر ساخته است. از آغاز قرن بیستویک دو کشور به قدرت مهم در عرصه سیاست و اقتصاد تبدیل شدند. سئوالی که در این ارتباط مطرح میشود این است که هند و چین از چه منظری به همدیگر مینگرند؟ فرضیه پژوهش نشان میدهد که نگاه هند و چین در برابر هم، در میانه رقابت و همکاری قرار داشته و از هردو ابزار قدرت و ثروت برای برتری در قدرت و ثروت اسنفاده کردهاند که با رویکرد اقتصادی مرکانتلیتسی قابل تبیین است. این پژوهش به روش کیفی دادهها را تحلیل و ارزیابی میکند. نتایج نشان میدهد که شرکتهای مهم هند و چین و سرمایهگذاری آنها در عرصههای گوناگون، بیانگر تعیینکنندگی قدرت در اقتصاد را دارد. به سخن دیگر هردو کشور سیاستهای اقتصادی را در راستای بهرهوری در قدرت روی دست گرفتهاند.
